خرید بک لینک
دوشنبه، 6 تیر 1401 - 17:38«سمیرامیس بابایی» مترجم و نمایشنامهنویس در گفتگو با «هنرمند»>از کتاب جدید شروع کنیم، این نمایشنامه چه حرفی برای گفتن دارد؟نمایشنامه جدیدی به نام «کمپانی ستاره ی شرقی» نوشته ام که به زودی در انتشارات نمایش به چاپ میرسد، بیشتر در نمایشنامه هایم با مسئله هویت باختگی دست و پنجه نرم میکنم. ما در جهانی زندگی میکنیم که به خاطر نفوذ شبکه های اجتماعی و شبه مستندها اغلب ما خواسته یا ناخواسته مصرف گرای خوراک هایی هستیم که دولت ها به ما میدهند و گویا آنها هستند که سره را از ناسره تشخیص میدهند و ما هم انگار چون موجوداتی مسخ شده همه آن ها را قبول میکنیم. در نمایشنامه هایم اغلب با چنین مسئله هایی درگیرم. در دو نمایشنامه ی قبلی ام هم «باور کنید من گره گوار سامسا هستم» و «منقرض شده ها» مسئله ازخودبیگانگی آدم ها بود که سعی میکردم به زبانی طنز مطرح کنم.در بازار شلوغ ادبیات کتابهای نمایشنامه جایگاه خوبی دارند؟درست است که بعضی این طور تصور میکنند که نمایشنامه را صرفا برای اجرا مینویسند. اما به نظر من نمایشنامه همیشه مخاطب خودش را داشته است و من هم در زمینه تالیف و هم ترجمه بازتاب خوبی گرفته ام، خوشبختانه نمایشنامهی «سبزیجات» فیتزجرالد به چاپ سوم هم رسید. برای من به شخصه خواندن نمایشنامه بعضا از خواندن رمان هم لذت بخش تر است، از دروان دانشجویی یکی از تفریحاتم این بود که نمایشنامه ها را با صدای بلند بخوانم و سعی میکردم در قالب هر کدام از کاراکترها فرو بروم و با لحن آنها بخوانم، تجربه شیرینی است که آن را به بقیه هم پیشنهاد میکنم.وضعیت کلی ادبیات امروز و آینده آن را چگونه میبینید؟ادبیات که همواره راه خودش را در جهان طی م

برچسب: نویسنده: میلاد رضوانی تاريخ: يکشنبه 2 مرداد 1401 ساعت: 18:57

زمین ز خون رفیقان من خضاب گرفتچنین به سردی بر سرخی شفق منگرسمیرامیس باباییماهنامه ی دنیای تصویر  کارگاه نقاشی روتکو سال  1958 است بعد از آنکه روتکو سفارش یک مجموعه تابلو را برای رستوارن مجللی به نام چهار فصل پذیرفته است. کِن نقاش جوانی است که برای کارآموزی نزد روتکو آمده . برای او رنگ مخلوط می کند، قهوه درست می کند و به حرف های قاطع و گاها مستبدانه نقاش در باب هنر گوش میدهد. وقتی  نمایشی درباره ی معنای هنر باشد می تواند در مفاهیم هنری خودش غرق شود و کسل کننده از کار دربیاید. نمایش قرمز اما این تصورات را در هم می شکند یک نود دقیقه ی لذت بخش است که توانایی هنری و فکری روتکو- و توانایی کارگردان را در برقراری تعادل میان تئوری و حرکت به رخ می کشد. کارگردان توانسته نمایش را همچون نقاشی های روتکو لایه لایه بسازد. روتکوی نمایشنامهی لوگان یک دانایِ کل ِزیبایی شناس مستبد است . زمانه ایست که پاپ  پا به عرصه ی ظهور نهاده و همانطور که اکسپرسیونیست ها انتزاعی جنگی وحشیانه را علیه کوبیست ها به راه انداخته بودند حالا این هنرمندان نوظهور با آثارشان امثال روتکو را به چالش می کشد. از طرفی روتکو با رنگ قرمز طرف است. قرمزی که می تواند همزمان نماد عشق و شیطان، شور و خیانت،شهوت و مرگ باشد .قرمزی که همیشه روتکو را می ترساند -که مبادا روزی سیاهی به تمامی روی آن را بپوشاند. لوگانِ نمایشنامه نویش زبان بصری زیبایی را در ذهن ما می سازدمثل صحنه ای که کِن مرگ پدر و مادرش را بازگو می کند و علی رغم ساده گی اش به طرز باورنکردنی تصویری است .کارگردان نمایش نیز ترجمان این نگاه بصری است. شما نود دقیقه ی بی وقفه را از پیش چشم میگذرانید و کار –به سان تاش های خود نقاش- آنقدر سریع است که بن

برچسب: نویسنده: میلاد رضوانی تاريخ: يکشنبه 2 مرداد 1401 ساعت: 18:57

صفحه بندی